سید اسدالله لاجوردی پس از دو سال تحصیل در مقطع دبیرستان , ترک مدرسه گفت و در کنار پدر به کار و فعالیت مشغول شد – ترک مدرسه نه به معنای دانش اندوزی ، که او یک لحظه از آموختن و آموزاندن فارغ نبود وطفولیت دروس قدیمه را شروع کرده بود ، و در دوران مختلف زندگی در کنار و مبارزه از محضر استاتید بزرگوار روحانی، بهره ها برد . حتی در محبس رژیم طاغوت نیز درمحضر بعضی روحانیون در بند رژیم شاه ، به آموختن فقه و اصول پرداخت.
شهید سید اسدالله لاجوردی در سال 1314 در یکی از محلات جنوب شهر تهران و در خانواده ای متدین به دنیا آمد. حوادث شهریور سال 1320 و سپس حرکت اسلامی آیت الله کاشانی در رهبری نهضت ملی شدن صنعت نفت و اقدامات نواب صفوی و فداییان اسلام در شکل گیری شخصیت سیاسی اسدالله لاجوردی که در آن روز ها ، دوران کودکی و نوجوانی را سپری می کرد ، نقش بسزایی داشت. آشنایی شهید لاجوری با شهید صادق امانی ، باعث جذب وی به گروه شیعیان شد که تشکلی سیاسی و دینی به شمار می رفت و در آن ، اصل بر فرهنگ خود سازی و دیگر سازی بود. هنگامی که کودتای 28 مرداد باعث ایجاد یاس تا حدودی بر اعضای گروه شیعیان نیز تاثیر گذاشت ؛ لذا در فاصله ی میان 28 مرداد 1332 تا سال 1341 و آغاز نهضت امام خمینی (ره) ، لاجوردی و سایر اعضای گروه به خود سازی پرداختند . این امر از آموختن مبانی اسلامی و دروس حوزوی شروع شد و تا به سطح عالی رسید. حضور علامه ی شهید مرتضی مطهری ، در تهران ، و ارائه ی دیدگاه های اصیل اسلامی بر شناخت عمیق لاجوردی از اسلام افزود .
با آغاز نهضت امام ، شهید لاجوردی در خدمت این حرکت اسلامی قرار گرفت و تا پایان عمر آن را ادامه داد. وی از آن دسته افرادی بود که در مسیر هرگز دچار انحراف و التقاط نگشت و تبلیغات گروه های مختلف سیاسی او را به خود جلب نکرد. او اصول و معیار های اصیل اسلام فقاهتی را درک کرده بود و در این مسیر حرکت می کرد.
تشکیل هیئت های موتلفه ی اسلامی با هدایت امام (ره) باعث شد تا اقدامات ضد رژیم لاجوردی و هم فکرانش در مسیر واحدی قرار بگیرد. تا سال 1343 ، موتلفه ی اسلامی با بر پایی تظاهرات گسترده در تهران و سایر شهرستان ها ، صدور اعلامیه و اطلاعیه ها به مناسبت مختلف و برپایی مراسم بزرگداشت برای شهدای 15 خرداد و فیضیه، به فعالیت ها ی خود علیه رژیم پهلوی ادامه داد.لاجور دی در سال 1376 مسئولیت خودرا در سازمان زندان ها پایان برد . آن گاه بار دیگر زندگی روزمره ی خود را از سر گرفت و تا اول شهریور سال 1377 که توسط اعضای سازمان منافقین در بازار تهران به شهادت رسید . جز یک منزل ساده و دوچرخه ای که تنها مرکب او محسوب می شد هیچ ملکی نداشت .
وی از طرف شهید بهشتی به دادستانی انقلاب اسلامی بر گزیده شد و منافقین از فعالیت های این مجاهد در راه حق آشفته بودند و همواره در پی قتل آن بزرگوار بوده اند تا اینکه سر انجام در اول شهریور 1377 ، در 63 سالگی به دست منافقین مزدور شربت شهادت را نوشید.